34 هفتگی
سلام بر گل پسرم امیر مهدی جوجوی ناز نازی
خوبی عزیزم قند عسل داری پشت سر هم تو دل مامانی غلت میخوری الهی که من فدای دست و پای کوچولوت بشم چه جوری میچرخی
قربونت بشم دیرو رفتم دکتر بازم صدای قلب نازنینتو شنیدم خوب شیطونی میکنی ها خانمه داشت صدای قلبتو چک میکرد تو از زیر دست لیز خوردی رفتی اونور
از این کارت خندم گرفت خانمه هم مجبور شد دوباره بگرده پیدات کنه این کارتو برا بابایی هم گفتم
راستی عجب پسر حرف گوش کنی هستی تا بابایی ازت میخواد تکون بخوری تو هم تکون میخوری یه بارم خیلی داشتی به شکم من فشار میاوردی نمیزاشتی من شام بخورم
همین که بابایی بهت گفت پسرم اینقدر تکون نخور بزار مامانی شامشو بخوره آروم آروم شدی
فدات بشم من که اینقدر حرف گوش کنی
الان هم داری ورجه وورجه میکنه
قند عسلم چیزی نمونده تا دنیا بیای امروز بسلامتی شدی
هفته آخ جون همش 4 یا 5 هفته دیگه مونده یعنی فقط یه ماه دیگه بسلامتی عزیزم ![]()
بابایی هم امتحاناش شروع شده دیشب تا 3 شب درس میخوند بنده خدا
صبح زود هم بیدار شد دوباره درس میخونده ساعت 8 امتحانش بود امیدوارم موفق بشی شوهری
دوستون دارم عزیزای من 




34 هفتگی 







